
تنهاحرف های ته دلگاهی آدم به جایی میرسد که نه میخواهد توضیح بدهدگاهی آدم به جایی میرسد که نه میخواهد توضیح بدهد، نه بحث کند، نه حتی چیزی را ثابت کند…فقط سکوت میکند.نه از بیاحساسی… از خستگیِ تکرار شدنِ حرفهایی که شنیده نمیشوند.آدمهایی بودند که فکر میکردم نزدیکاند، اما در یک لحظه فهمیدم فاصلهها همیشه با دوریِ فیزیکی ساخته نمیشوند؛ بعضی فاصلهها توی حرفها، توی قضاوتها و توی نفهمیدنها شکل میگیرند.حالا فقط آرامتر از قبل به همه چیز نگاه میکنم…نه با نفرت، نه با جنگ…فقط با پذیرش اینکه...
ادامه مطلب
گاهی آدم به جایی میرسد که نه میخواهد توضیح بدهدگاهی آدم به جایی میرسد که نه میخواهد توضیح بدهد، نه بحث کند، نه حتی چیزی را ثابت کند…فقط سکوت میکند.نه از بیاحساسی… از خستگیِ تکرار شدنِ حرفهایی که شنیده نمیشوند.آدمهایی بودند که فکر میکردم نزدیکاند، اما در یک لحظه فهمیدم فاصلهها همیشه با دوریِ فیزیکی ساخته نمیشوند؛ بعضی فاصلهها توی حرفها، توی قضاوتها و توی نفهمیدنها شکل میگیرند.حالا فقط آرامتر از قبل به همه چیز نگاه میکنم…نه با نفرت، نه با جنگ…فقط با پذیرش اینکه بعضی رابطهها، ه...
ادامه مطلب