
تنهاحرف های ته دلگاهی حس میکنم اشتباه کردم ..گاهی حس میکنم قبل از اینکه اسمم داوود باشه، قبل از اینکه بدن داشته باشم، قبل از اینکه سنگینی زمین رو روی شونههام حس کنم… فقط یک روح بودم. سبک. بیمرز. پاک.انگار از جایی دور، از جایی روشن، داشتم نگاه میکردم و التماس میکردم: «یک فرصت بده… فقط یکبار…»نمیدونم چرا اومدم.نمیدونم اشتباه بود یا انتخاب.فقط میدونم بعضی شبها دلم برای اون سبکی تنگ میشه.برای وقتی که انگار درد نبود، محدودیت نبود، اینهمه سؤال نبود.گاهی با خودم میگم شاید من قبل از این زن...
ادامه مطلب
گاهی حس میکنم اشتباه کردم ..گاهی حس میکنم قبل از اینکه اسمم داوود باشه، قبل از اینکه بدن داشته باشم، قبل از اینکه سنگینی زمین رو روی شونههام حس کنم… فقط یک روح بودم. سبک. بیمرز. پاک.انگار از جایی دور، از جایی روشن، داشتم نگاه میکردم و التماس میکردم: «یک فرصت بده… فقط یکبار…»نمیدونم چرا اومدم.نمیدونم اشتباه بود یا انتخاب.فقط میدونم بعضی شبها دلم برای اون سبکی تنگ میشه.برای وقتی که انگار درد نبود، محدودیت نبود، اینهمه سؤال نبود.گاهی با خودم میگم شاید من قبل از این زندگی چیز دیگهای ب...
ادامه مطلب