برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
وقتی همه زدن رفتن وقتی براشون هر کاری کردم به چششون نیومد وقتی جواب داشتم ولی جلو فریادم سکوت کردم چی میخوای بدونی ؟ اینکه من هزار با زمین خوردم تا اینجا رسیدم که هیچی نیستم ... اگر اخلاقم تنده اگر عصبیم تقصیر اونایی که ازشون انتظار نداشتمو بهم حرف زدن طعنه زدن .. به کسی اعتماد نمیکنم چون یاد گرفتم همه این آدم ها رهگذرن درست وقتی هواشونو داشتم . هوامو بارونی کردن ... اره درد دیددم از خیابونای پر از دست انداز گذشتم تا شدم همینی که الان هستم ....
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
از این روزگار خراب بیزارم
از آدمای دروغ و دقل باز بیزارم ...
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
خدایا این نامه من بعد از مرگم به توست
مرا ببخش که تورا رنجاندم و تو سکوت کردی
مرا ببخش از بدی هایم و انجام ندادن دستوراتت
مرا ببخش که نتوانستم تو را بفهمم مرا ببخش دلم را شکستم مرا ببخش در برابر چشمانم
دستانم زبانم .. بد کردم
مرا ببخش و.. به خدایت مرا ببخش
من ضعیفم در برابر تو که هستی
ببخش ..
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
تا باهاش حرف بزنم هم خوشحالم هم ناراحت
راهی ندارم جز سکوت و جز تنها بودن ..
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری