خرید بک لینک

دوستم داشته باش… و نپرس چگونه

و در شرم درنگ نکن

و تن به ترس نده

بیشِکوه دوستم داشتهباش

نیام گلایه دارد که به پیشوازِ شمشیر میرود؟

دریا و بندرم باش

وطنم وَ تبعیدگاهم

آرامش و توفانم باش

نرمی و تُندیام…

دوستم داشتهباش… به هزاران هزار شیوه

و چون تابستان مکرر نشو

بیزارم از تابستان

دوستم داشته باش… و بگو

که نمیخواهم بیصدا دوستم داشته باشی

و آری به عشق را

در گوری از سکوت نمیخواهم

دوستم داشتهباش… دور از سرزمین ظلم و سرکوب

دور از شهرِ سرشار از مرگمان

دور از تعصبها

دور از قیدوبندهاش

دوستم داشتهباش… دور از شهرمان

که عشق به آن پا نمیگذارد

و خدا به آن نمیآید.

"نزار قبانی"


برچسبها: اشعار نزار قبانی, نزار قبانی, شعر, دیوان شعر پارسیان, دوستم داشته باش
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان ۱۳۹۶ساعت 23:11  توسط poem |

برچسب: نویسنده: آرمان امیری تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 3:08

صفحه بندی