همه گفتند : بپرهیز ، نمی پرهیزم
همه از لذت این درد نمی دانند که
همه از برزخِ نامرد نمی دانند که
همه از وحشت واژۀ " برگرد " نمی دانند که ..!
فکر می کردم از اول که تو پایان منی
تو همان چوبۀ داری ، که نه اصل ِ وطنی٫
تو خداوندی و شب ، خِلقتِ تابندۀ توست
تو همان قهوۀ قاجاریه عاشق شدنی ..!
،
،
،
از غروب و خودِ #پاییز و خیالِ تو و غم
همه گفتند : بپرهیز ، نمی پرهیزم
نمی پرهیزم ..!
#علیرضاآذر
برچسب:
نویسنده: آرمان امیری